۱۳۹۱ اردیبهشت ۲۶, سه‌شنبه

ممنوع

نگاهی به چهره ات می اندازد.لطفا چند لحظه صبر کنید.می رود و دوباره باز می گردد.لطفا با من بیاید.شما ممنوع الخروج هستید و اجازه سفر به خارج از کشور را ندارید.چند ساعت گذشته است در راه بازگشت به خانه به همه چیز فکر کرده ام.به خانه میرسم.حال عجیبی دارم .چیزی شبیهِ هوسِ خودکشی.برای چهارمین بار در یک ماه فیلم پیانیست را نگاه می کنم،دوباره امید به زندگی.